بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد
سارا به سین سفره مان ایمان ندارد
بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم
یا سیل می بارد و یا باران ندارد
بابا انار و سیب و نان را می نویسد
حتی برای خواندنش دندان ندارد
انگار بابا همکلاس اولی هاست
هی می نویسد این ندارد آن ندارد
این انتظار خیسمان پایان ندارد
ایمان برادر گوش کن نقطه سر خط
بنویس بابا مثل هرشب نان ندارد
حال این شاعر بی حوصله را جا آورد
و صدای تو در آن خاطره ها می پیچد:
بچه ها جمله بسازید همه با «آورد»
من نوشتم که غم واژه نان را دیشب
جسد بی رمق و خسته ی بابا آورد
شب سردی ست و من توی خودم می لرزم
باد با خود همه ی خاطره ها را آورد
یک نفر جیغ زد و نیمه شب هشتم تیر
شعر را مثل خودم، مرده به دنیا آورد
هر میوه ای که دست رساندیم چوب شد
ما لایق بهار نبودیم، خوب شد
این گیرودار ماوشما درمیان راه
چون روزه بازکردن پیش از غروب شد
دردا در این میانه درختی که داشتیم
قربانی لجوج ترین دارکوب شد
آن آتشی که غیرت صدآفتاب داشت
دریک نفس برودت قطب جنوب شد
آفت نبود تا طپش آرزو نبود
این خانه گرخراب شد از رفت وروب شد
تا با غدیر ما چه کند هرم سرنوشت
طغیان رود نیل -که دیدم- رسوب شد
هر سال یک روزش فقط روز پدر بود
اما همان یک روز هم، او کارگر بود
هی حرف پشت حرف، نه، باید عمل کرد
اما مگر دردش فقط درد کمر بود
گلناز، دَرسَت را بخوان دکتر شوی بعد
بابا بیاید پیش تو، عمری اگر بود
گلناز، دختربچه ی نازیست اما
بابا دلش می خواست گلنازش پسر بود
بیچاره این گلناز، خانم دکتری که
نه ماه از هرسال بابایش سفر بود
آنروز با سیمان و نان از کار برگشت
روزی که در تقویم ها روز پدر بود


بابایی 

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشهای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد
تو چه فکر میکنی؟
کدام یک درست گفتهاند
من که فکر میکنم
گل به راز زندگی اشاره کردهاست
هرچه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن
بیشتر ز غنچه پاره کردهاست!


کفش چین دار

صندل لاانگشتی چمنی که با آن حس راه رفتن در چمنزار ایجاد می شود زیرا که در آن از چمن طبیعی استفاده شده است.

صندل لاانگشتی ماهی


کفشهای 5 انگشتی که به شخص لذت پا
برهنه راه رفتن را می دهد.


داشتن یك شغل خوب و پردرآمد همیشه آرزوى هر انسانى بوده است. به خصوص در شرایط كنونى كه اوضاع اقتصادى به طرز ناگوارى به هم ریخته و آشفته شده است همه به دنبال شغلى مى گردند كه بتواند در شرایط مختلف زندگى آنها را تأمین كند. تحلیل گران با بررسى جوامع مختلف مشاغل پردرآمد را به شرح ادامه مطلب معرفى كرده اند....
1) صیادان
خرچنگ:
شغل صیادان خرچنگ از جمله پرخطرترین ها در میان مشاغل به حساب مى آید. این شغل
به وفور در آمریكا و آبهاى سرد و خطرناك آلاسكا مشاهده مى شود. مسلم است كه در این
شغل صیادان با وجود آبهاى زیر صفر درجه و سپرى كردن ماه هاى طولانى به دور از خانه
تا حد زیادى زندگى خود را به خطر مى اندازند و تنها چیزى كه صیادان را در این راه
استوار نگه مى دارد عشق به كار و توجه به میزان درآمد مالى در این حرفه است. طبق
آمار میزان درآمد یك صیاد خرچنگ در طول ۸ هفته برابر است با ارزش ۵۰۰۰۰ دلار كه
مطمئناً مبلغ چشمگیرى براى این مدت كوتاه محسوب مى شود.
2) متخصصان بیمارى هاى معده و روده:
بیشترین مشكلى كه
انسان را تهدید مى كند بیمارى هاى مرتبط با نواحى معده و روده است كه موجب مشكلات
بزرگى در دستگاه گوارش مى شود. متخصصان این بیمارى یكى از پردرآمدترین قشرهاى دنیا
محسوب مى شود. با توجه به اطلاعات درج شده در سایت salary.com
درآمد یك متخصص بیمارى معده و روده در هر سال حدود ۲۶۹۵۰۰ دلار برآورد شده
است.
3) متخصصان پا و مفاصل:
این شغل یكى از حرفه
هایى است كه در عین جذاب نبودن به افرادى كه به دنبال كار پرمنفعت مى گردند پیشنهاد
مى شود. زیرا میانگین درآمد این قشر حدود ۱۴۹۵۲۷ دلار گزارش شده است.البته این شغل
تا حد زیادى سلیقه اى است.شاید بعضى ها علاقه اى به درمان ناخن ها، پینه و زخم هاى
پا نداشته باشند.
4)
حسابداران:
حسابداران اغلب در جوامع مشاغل كم رنگى دارند و حسابدارى به عنوان شغلى
ابتدایى شناخته مى شود. كار كردن در محیطى آرام و سر و كله زدن مداوم با آمار و
ارقام تكرارى زیر نور یكنواخت شاید مورد پسند همه كس نباشد. اما براى آن دسته از
افرادى كه طالب محیطى آرام هستند این شغل مى تواند یكى از جذاب ترین ها محسوب شود.
چه چیز براى علاقه مندان به اعداد و ارقام بهتر از محیطى به دور از هرگونه شلوغى
است! میانگین دریافتى در ابتداى كار براى یك حسابدار حدود ۴۱۰۰۰ دلار است كه این
رقم با بالا رفتن تجربه كارى مى تواند از ۲۰۰۰۰۰ دلار نیز عبور كند.
5) كمیسیونرها:
۹۰ درصد از افرادى كه به دنبال موقعیت هاى
شغلى مناسب هستند از انجام فعالیت هایى كه حقوق دریافتى ثابتى نداشته باشد سر باز
مى زنند. آنها معتقدند نباید به انجام كارى پرداخت كه هیچ ضمانتى براى پرداخت ثابت
و حتمى در آن وجود ندارد. اما در عوض آن دسته از افرادى كه ریسك پذیر هستند و در
عین حال اعتماد به نفس و جسارت بالایى دارند معتقدند پرداختن به چنین مشاغلى مى
تواند بهترین رفاه و امكانات رفاهى را براى آنها به همراه داشته باشد. موفق ترین
این افراد مشاغلى در زمینه تبادلات ماشین، تولیدات الكترونیكى و یا سرمایه گذارى
هاى بانكى انتخاب مى كنند و مى توانند به طور میانگین مبلغ ۱۰۰۰۰۰ دلار یا بیشتر در
هر سال به دست آورند.
6) كارمندان فناورى
اطلاعات:
مجریان برنامه ها، اطلاعات، شبكه و تكنولوژى از جمله كارمندان پردرآمد
جامعه محسوب مى شوند زیرا به نظر مى رسد كه نه تنها نیاز جامعه به این قشر كمتر نمى
شود بلكه هر روز بر میزان نیاز جوامع به چنین گروه هایى افزوده خواهد شد. این حرفه
از دهه ۹۰ اهمیت فوق العاده اى پیدا كرده و از آن به بعد بر اهمیت آن افزوده شده
است. خوشبختانه بر سر این كار مانند مشاغل دیگر رقابت چندانى مشاهده نمى شود.
علیرغم اینكه میانگین درآمد آنها ۱۰۳۴۰۰ دلار است اما بسیارى از افراد هیچ علاقه اى
به سپرى كردن روز خود در یك اتاقك كسل كننده ندارند.
7)
كارگران صنعتى:
این افراد با سپرى كردن ۱۲ ساعت از شبانه روز در مشاغل
صنعتى حقوقى در حدود ۴۶۸۶۷ دلار دیافت مى كنند. محیط كارى آنها نسبت به مشاغل قبل
كاملاً متفاوت است. آنها باید در محیطى شلوغ فعالیت كنند كه برقرارى ارتباطشان تنها
از طریق حركت و نشانه هاى دست امكان پذیر است. هواى تنفسى آنها پر از مواد سمى و
شیمیایى و كارشان بسیار پرخطر است. اما پس از مدتى كه تجربه كافى را كسب كنند مى
توانند با تغییر منصب خود به «ناظر» حقوق خود را به ۱۰۰۰۰۰ دلار نیز
برسانند.
8) خلبانان سمپاش:
اكثر
افرادى كه مدرك
خلبانى خود را مى گیرند قصد دارند به رؤیاى پرواز كردن انسان تحقق بخشند. آنها دوست
دارند در ارتفاع بلند به پرواز پرداخته و از نزدیك آسمان و ابرها را لمس كنند اما
این خلبانان حرفه اى متفاوت دارند. برخلاف آنهایى كه همیشه در ارتفاع هستند این
خلبانان باید ارتفاع خود را در فاصله اى نزدیك زمین و مزارع حفظ و با سمپاشى و آفت
كشى به حفظ صنعت كشاورزى كمك كنند. میانگین درآمد این قشر در هر سال ۸۰۰۰۰ دلار
برآورد شده است.
9) جمع كنندگان زباله:
اگرچه
این حرفه وجهه اجتماعى جالبى ندارد اما مسلماً هر منطقه اى نیاز به چنین قشرى دارد.
شاید جالب باشد اگر بدانید حقوق دریافتى این قشر چیزى حدود ۸۰۰۰۰ دلار در سال
برآورده شده است. البته با توجه به محل زندگى نوسان دارند. مثلاً اگر در شمال
فلوریدا این مبلغ برابر ۸۰۰۰۰ دلار است در نواحى جنوبى به ۳۵۰۰۰ دلار مى رسد. حتى
۳۵۰۰۰ دلار هم براى خالى كردن سطل آشغال در یك ماشین بزرگ آشغال مبلغى مناسب و مكفى
خواهد بود.
10) رانندگان كامیون:
این قشر از
جمله افرادى هستند كه بدون نیاز به تحصیلات دانشگاهى و تحمل مشكلات در گرفتن مدرك و
یا حتى تعلیم دیدن مى توانند چیزى حدود ۴۳۲۰۰ دلار در سال درآمد داشته باشند كه
البته این مبلغ با كسب تجربه بیشتر و ثبت سوابق كارى موفق مى تواند از مرز ۸۵۰۰۰
دلار نیز عبور كند. البته نباید فراموش كرد كه رانندگى مداوم، كمبود خواب و غذاهاى
مملو از چربى عواقب بسیار بدى را براى ذهن و جسم این افراد به بار خواهد
آورد.
11) پاك كنندگان صحنه
جنایت:
مسلماً بعد از هر حادثه اى به گروهى نیاز است كه با كشیدن خطوط به دور
مقتول، محدوده جنایت را مشخص كرده و پس از آن آلودگى ها و خون را از صحنه پاك كنند.
این كار سخت و طاقت فرسا روحیه متناسب با شرایط را مى طلبد. كسانى كه روحیه هیجانى
و جستجوگرى دارند از پس چنین شرایطى برخواهند آمد. حقوق دریافتى این قشر به طور
میانگین ۵۰۴۰۰ دلار برآورد شده است.
12) بازرسان چاه
ها:
ماهیت غیرمطلوب این حرفه هیچ نیازى به توصیف و توضیح ندارد.فقط اینكه
نباید فراموش كرد كه محیط كار آنها سراسر تاریكى، رطوبت، پر از موش و سوسك است.
آنها باید در چنین محیطى به تعمیر مسیرهاى زیرگذر و لوله هاى شكسته بپردازند. اگرچه
حقوق دریافتى آنها در ابتداى كار ۳۴۹۶۰ دلار است اما با كسب تجربه به ۶۱۰۰۰ دلار
نیز خواهد رسید.
13) تعمیركاران:
زندگى
تعمیركاران همیشه پر از جنب و جوش است. آنها باید هر لحظه منتظر اتفاقى باشند كه در
جایى باعث خرابى مى شود. فرقى نمى كند كه محل كار آنها كجا باشد، از كار در كنار یك
بزرگراه پرترافیك گرفته تا بر روى پلى بلند بر روى سطح آب همیشه و همه جا خطر حاضر
و در كمین است. میانگین حقوق سالانه این قشر كه در آفتاب سوزان و سرماى شدید باید
فعالیت خود را به اتمام برسانند از ۴۹۵۱۷ آغاز شده و با توجه به تجربه كارى و نوع
كارشان افزایش خواهد یافت.در پرونده بعد به بررسى ادامه این مشاغل پردرآمد خواهیم
پرداخت
1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .
4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است.....




راههای ساده بدون دردسر!
1-دم حرم.چند دقیقه کنار مغازه های عطر فروشی بایستی و ببینی مردم سراغ کدوم عطر رو بیشتر میگیرن.
تو هم همونو بخری.
2-به همه اعلام کنی عطر و اودکلن خیلی دوست داری.اونوقت تو مناسبتهای مختلف صاحب کلی عطر و اودکلن میشی!(هر چند که بی تردید بیشتر دوستان میگردن و ارزون ترین....ولی به هر حال از قدیم گفتن مفت باشه کوفت باشه)
3-صداشو در نیاری!مثه آب خوردن از عطر و اودکلن سایر اعضای خانواده استفاده کنی.(ترجیحا همزمان با استفاده ی خودشون باشه که بوی راه افتاده ضایعت نکنه)
4-هفته هفته حموم نری تا خودشون با هزار التماس برات عطر بخرن و تازه التماسم بکنن که جون هر کی دوست داری بزن.من بمیرم بزن(این روش تو محیط کار و آموزش بیشتر جواب میده.چون اگه تو خونه باشی با اردنگی میندازنت تو حموم)




تامطلب بعدی ببببببببباااااااااااااااااایییییییییییییییببببببببببااااااااااااااییییییی

طرز تهیه یك فیلم پرفروش در سینمای ایران
1. محمدرضا گلزارِ بزك كرده(یك عدد كامل)
2. مهناز افشار و الناز شاكردوست به میزان كافی
3. نیروی آموزش دیده برای دست و پا زدن در پشت صحنه
4.تجهیزات اعم از دوربین، نور، صدا، حركت!
روش تهیه:
قبل از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گریم خوب ورز میدهیم. كمی بهاش پیاز میمالیم و میاندازیمش جلوی دوربین(در اینجا خانمها و آقایان وبلاگنویس دقت داشته باشند كه میزان پیاز مالیده شده باید به حدی باشد كه اشك از چشمان گلزار جاری شود. او شكست عشقی خورده و علت این شكست و ضربه سنگین روحی به او خانواده دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار كه در حال تماشای فیلم است با گلزار احساس همذات پنداری پیدا كرد و با خودش گفت: آخی بمیرم، اگه من به جای دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص میشود كه میزان پیاز مالیده شده بسیار خوب بوده و به مرحله بعد میرویم)
حدود 10 دقیقه میگذاریم تا گلزار با شعله ملایم جلوی دوربین حسابی جا بیافتد. سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهی ناز و عشوه و كرشمه- درسته به محمدرضاگلزار اضافه میكنیم، شعله زیر گاز را زیاد میكنیم كمی نمك و فلفل میزنیم و این مغلمه را تا زمانی كه ببننده دچار غش و ضعف شود هَم میزنیم. شعله زیر گاز را كم میكنیم و الناز شاكردوست را به آرامی اضافه میكنیم و در همین حال به هم زدن ادامه میدهیم تا الناز شاكردوست حسابی با مواد قبلی مخلوط شود. دیگر تقریباً آماده است. جهت تزئین میتوانید از حسام نواب صفوی و حمید گودرزی بر حسب سلیقه استفاده كنید. نوش جانتان!


منقول است که شیخ تبرزین در کتاب جوامع الاراجیف در مذمت کامنت ننوشتن (بله! اون زمان هم وبلاگ بوده) آورده است که
دیدم شخصی وبلاگی را خواند و کامنت ننوشته خارج شد.
گفتمش:
تــو اردکـــــی یا غـــــازی امدی زیارت یا که چش چرونی
تــو کــه وبـلاگ میــخونی فـــــارســـی رو هـــم مــیــدونی
کــامــنـت بـذار بــراشــون نــــگــــن نــا مــهربــــونـــــــی
راست میگه دیگه................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



http://www.s-e.blogfa.com
































































